دوستی

جملات پند آموز

عمیق ترین کلمه "عشق" است ... به آن ارج بنه.

 

بی رحم ترین کلمه "تنفر" است ... از بین ببرش.

 

سرکش ترین کلمه "هوس" است ... بآ آن بازی نکن.

 

خود خواهانه ترین کلمه "من" است ... از ان حذر کن. 

 

ناپایدارترین کلمه "خشم" است ... ان را فرو ببر.

 

بازدارترین کلمه "ترس" است ... با آن مقابله کن.

 

با نشاط ترین کلمه "کار" است ...  به آن بپرداز.

 

پوچ ترین کلمه "طمع" است ... آن را بکش.

 

سازنده ترین کلمه "صبر" است ... برای داشتنش دعا کن.

 

روشن ترین کلمه "امید" است ...  به آن امیدوار باش.

 

ضعیف ترین کلمه "حسرت" است ...  آن را نخور.

 

تواناترین کلمه "دانش" است ...  آن را فراگیر.

 

محکم ترین کلمه "پشتکار" است ... آن را داشته باش.

 

سمی ترین کلمه "غرور" است ... بشکنش.

 

سست ترین کلمه "شانس" است ... به امید آن نباش.

 

شایع ترین کلمه "شهرت" است ... دنبالش نرو. 

 

لطیف ترین کلمه "لبخند" است ... آن را حفظ کن.

 

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت" است ... از آن فاصله بگیر.

 

ضروری ترین کلمه "تفاهم" است ... آن را ایجاد کن.

 

سالم ترین کلمه "سلامتی" است ... به آن اهمیت بده.

 

اصلی ترین کلمه "اطمینان" است ... به آن اعتماد کن.

 

بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی" است ... مراقب آن باش.

 

دوستانه ترین کلمه "رفاقت" است ... از آن سوءاستفاده نکن.

 

زیباترین کلمه "راستی" است ... با ان روراست باش.

 

زشت ترین کلمه "دورویی" است ... یک رنگ باش.

 

ویرانگرترین کلمه "تمسخر" است ... دوست داری با تو چنین کنند؟

 

موقرترین کلمه "احترام" است ... برایش ارزش قایل شو.

 

آرام ترین کلمه "آرامش" است ... به آن برس.

 

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط" است ... حواست را جمع کن.

 

دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت" است ... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.

 

سخت ترین کلمه "غیرممکن" است ... وجود ندارد.

 

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی" است ... مواظب پلهای پشت سرت باش.

 

تاریک ترین کلمه "نادانی" است ... آن را با نور علم روشن کن.

 

کشنده ترین کلمه "اضطراب" است ... آن را نادیده بگیر.

 

صبورترین کلمه "انتظار" است ... منتظرش باش.

 

بی ارزش ترین کلمه "انتقام" است ... بگذاروبگذر.

 

ارزشمندترین کلمه "بخشش" است ... سعی خود را بکن.

 

قشنگ ترین کلمه "خوشروئی" است ... راز زیبائی در آن نهفته است.

 

تمیزترین کلمه "پاکیزگی" است ... اصلا سخت نیست.

 

رساترین کلمه "وفاداری" است ... سر عهدت بمان.

 

تنهاترین کلمه "گوشه گیری" است ... بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

 

محرک ترین کلمه "هدفمندی" است ... زندگی بدون هدف روی آب است.

 

و هدفمندترین کلمه "موفقیت" است ... پس پیش به سوی آن ... 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1391ساعت 16:38  توسط مهدی شارینی  | 

عشق و زندگی به سبک کامپیوتری

 

گروه اینترنتی ایران ناز
 


1. در زندگی و معاشرت با دیگران، نرم‌افزار باشیم، نه سخت‌افزار.

2. برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی، از سه كاراكتر "ع"، "ش" و "ق"، استفاده كنیم نه چیز دیگر.

3. هیچ‌گاه قفل سی‌دی قلب مردم را نشكنیم كه "تا توانی دلی به دست آور، دل شكستن هنر نمی‌باشد".

4. چنانچه در كاری شكست خوردیم، آن را "Shut Down" نكنیم بلكه آن را "Restart" كنیم.

5. برای مانیتور زندگی‌مان، بك‌گراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم نه سیاه یا دودی.

6. برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده كنیم.


گروه اینترنتی ایران ناز


7. برای حل اختلافات زناشویی، روی گزینه " گذشت و ایثار "، دابل كلیك (Double click) كنیم.

8. برای فایل‌های اسرار زندگی‌مان، پسورد (password) بگذاریم و آن را مخفی (Hidden) كنیم.

9. همواره پیش از سخن گفتن، سی پی یوی فكرمان را به كار بیندازیم.

10. بر صفحه مشكلات مردم، كلید F1 باشیم و آنان را كمك و راهنمایی (Help) كنیم.

11. اگر شخصیت ما بزرگ و والاست، این نوع شخصیت، نباید به ما اجازه دهد كه با هر كسی چت (Chat) كنیم و هر كسی با ما چت كند.

12. اگر از كسی بدی و كم‌لطفی دیدیم، آن را "Save" نكنیم بلكه آن را "Delete" نماییم و حتی آن را از ریسایكل‌بین (Recyclebin) قلب مان كاملاً محو كنیم.


گروه اینترنتی ایران ناز
 


13. به دیگران اجازه ندهیم در "سی دی رام" زندگی‌مان هر نوع "سی دی" را كه بخواهند، قرار دهند.

14. خانه و دفتر كارمان، به روی مردم نیازمند، "Open" باشد.

15. برای حل اختلافات زناشویی، روی گزینه " گذشت و ایثار"، دابل كلیك (Double click) كنیم.

16. تا حرف كسی تمام نشده، اسپیكر (Speaker) خود را روشن نكنیم.

17. در سایت زندگی شخصی‌مان، یك رُوم (Room) به نام مشكل‌گشا (Moshkelgosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) كنند.

18. هنگام مشاهده خوبی‌ها و نیكی‌های دیگران، بلافاصله كلید پرینت اسكرین (Print Screen) را بزنیم و از آن ها تصویر بگیریم.

 


گروه اینترنتی ایران ناز
 


19. فایل‌های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعاً مشخص شود.

20. در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریكی زندگی دیگران، كلید "Power " برای آنان باشیم.

21. نگذاریم هر كسی در رُوم (Room) زندگی‌مان چت نماید و در این صورت، او را ایگنور (Ignore) كنیم.

22. چشم‌های مان را به روی عیب‌های پنهان مردم، "Close" كنیم.

23. گاه و بی‌گاه، كامپیوتر زندگی‌ ما هنگ (Hang) می‌كند كه باید آن را با " فكر "، " مشورت " و "برنامه‌ریزی"، ری‌استارت (Restart) كنیم.

24. برای كپی گرفتن از دیسكت زندگی دیگران، نخست آن را ویروس‌یابی و سپس ویروس‌كشی كنیم.


گروه اینترنتی ایران ناز
 


25. مواظب باشیم كه رایانه زندگی زناشویی‌مان، ویروس غرور و لج‌بازی به خود نگیرد كه در این صورت، ممكن است هیچ آنتی‌ویروسی نتواند آن را از بین ببرد.

26. فایل‌های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعاً مشخص شود.

27. اگر می‌خواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقاً تنظیم كنیم و نباید بگذاریم كه دیگران این كار را برای ما انجام دهند اگر چه می‌توانیم در این زمینه، با آنان مشورت كنیم.

28. پیش از پرینت گرفتن از سخنان مان، پیش‌نمایش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنیم.

29. اگر روزی رایانه زندگی ما با همسرمان هنگ كرد، سه كلید " كنترل اعصاب "، " انصاف" و "دلیل عصبانیت" را بزنیم.

30. هارد مغز خود را از برنامه‌های غیرمفید، پر نكنیم، تا فضا را برای نصب برنامه‌های مفید، تنگ ننماییم.


گروه اینترنتی ایران ناز


31. برای این كه از دیدن مانیتور زندگی، بیشتر لذت ببریم، كارت گرافیك بالا برای آن تهیه كنیم.

32. اگر لازم است كه مانیتور رایانه ما دارای رنگ‌های متنوع و متعدد باشد، ولی مانیتور ارتباطات ما با مردم، حتماً باید یك‌رنگ باشد.

30. در خطاطی كامپیوتری، از برنامه "كِلْك" هم می‌توانیم استفاده كنیم اما در خطاطی زندگی، از برنامه "كَلَك" نباید استفاده كنیم.

34. بكوشیم تا خوش اخلاقی را به جای این كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشیم، در رام (Rom) و حافظه پایدار داشته باشیم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با دیگران، آن را به كار گیریم.

35. در كیس (Case) مستكبران و زورمداران، "سی دی رام" نباشیم بلكه "سی دی ناآرام" باشیم.

36. قانون كپی‌رایت زندگی اجتماعی به ما اجازه نمی‌دهد كه سی دی بدی‌ها و عیب‌های دیگران را رایت كنیم.

37. در سایت زندگی، همیشه لینكِ (Mahabbat) داشته باشیم و هیچ گاه برای این سایت، فیلتر نگذاریم.

 


گروه اینترنتی ایران ناز

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391ساعت 15:55  توسط مهدی شارینی  | 

لهجه کلاغ در جاهای مختلف

اردبیل : گار گار

    .
    .
    .
    .

    تهران : قار قار

    .
    .
    .
    .

    اصفهان : قارس قارس

    .
    .
    .
    .

    شیراز : قارو قارو

    .
    .
    .
    .

    ابادان : چیه کا؟!!تا حالا عقاب ندیدی؟!

    .
    .
    .
    .

    یزد : قر قر

    .
    .
    .
    .

    امارات : قارع قارع

    .
    .
    .
    .

    اسپانیا : قارینول قارینول

    .
    .
    .
    .

    ایتالیا : قارییانو قارییانو

    .
    .
    .
    .

    المان : قارش قارش

     .
    .
    .
    .

    فرانسه : کامینتاله قار کامینتاله قار

   .
    .
    .
    .

    چین : قارچ قیرچ قونچ

    .
    .
    .
    .

    روسیه : قاریوف قاریوف

     .
    .
    .
    .

    بابا تو خیلی بیکاری!!! خجالت بکش!!! جوونای مردم دارن تحقیقات علمیشونو
    در مورد سفر در زمان به دانشگاه های معتبر دنیا میفرستن
    تو پیگیر صدای کلاغ هایی؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391ساعت 15:23  توسط مهدی شارینی  | 

عکس و مطلبش

گروه اینترنتی ایران ناز

نمـایش احسـاسات با عکـس

گروه اینترنتی ایران ناز

دیر فهمیدم ..
خیلی دیر ...
" عزیزم " ...
" گلم " ...
"عشقم "....
تکیه کلامش بود!

 

گروه اینترنتی ایران ناز
 

خدا را دوست بدار ...

حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی . . .



گروه اینترنتی ایران ناز
 

حواســــم را هرکـــجا که پــرت می کـــنم باز کـــنار تـــو می افتد ...



گروه اینترنتی ایران ناز
 

ﺩﺭ ﻧــﺎﻧــﻮﺍﯾـــﯽ ﻫــﻢ ﺻـــﻒ"ﯾــﮏ ﺩﺍﻧـــﻪ ﺍی"هـــا ﺟــﺪﺍﺳـــــﺖ . . . ﺍﺯ ﺟــﺬﺍﻡ ﻫــﻢ ﺑــﺪﺗــﺮ ﺍﺳــﺖ "ﺗﻨﻬﺎﯾـــــــــﯽ"

گروه اینترنتی ایران ناز
 

تو آنجـــا . . . من اینجــــا . . . همه راستـــــ می گفتند تو کـــجا من کـــجا !

گروه اینترنتی ایران ناز
 

وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ...
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن ...
چون به قلب همدیگه زخم زدن ...
نمیتونن دشمن همدیگه باشن ...
چون زمانی عاشق بودن ...
تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن ...

 



گروه اینترنتی ایران ناز
 

مگر چند بار به دنیا آمده ایم
که این‌همه می‌میریم؟ !!



گروه اینترنتی ایران ناز
 

یه مرد با چشم هایش عاشق می شود یه زن با گوش هایش ...
برای همینه که زن ها آرایش میکنن و مردها دروغ میگن
 



گروه اینترنتی ایران ناز
 

دلم یک دنیا تنهایی میخواهد

با یه عالمه تو

و تمام گوشه کنارهای اغوشت
 

 

گروه اینترنتی ایران ناز
 

چگونه است؟!
صبح كه بيدار شدي
كدامين نقاب را بر مي داري؟
فصل نقابهاست...
انگار كسي ما را بي نقاب نمي بيند
اگر روي واقعي داشته باشيم
كسي ما را نمي پسندد
به دنبال لحظه ايم كه تمام نقابها از چهره ها برداشته شود
ايا آن روز هيچ "خودي" باقي خواهد ماند؟

 

گروه اینترنتی ایران ناز
 

می روم...به کجا؟
نمی دانم ....حس بدی ست... بی مقصدی!

کاش نه باران بند می آمد... نه خیابان به انتها می رسید....
 

 

گروه اینترنتی ایران ناز
 

دخترک برگشت
چه بزرگ شده بود
پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟
پوزخندی زد .
گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ...
.........

گفتم : می خواهم امشب
با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم !
دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ...
گفت : کبریت هایم را نخریدند
سالهاست تن می فروشم ...

 

گروه اینترنتی ایران ناز
 

آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد
هیچ نشانه خاصی!
فقط با هر صدایی برمیگردد . .
 

 

گروه اینترنتی ایران ناز
 

کـاش مـی فـهـمیـدی ....

قـهـر میـکنم تـا دسـتـم را مـحـکمتر بگیـری و بـلـنـدتـر بـگـویی:

بـمان...

نـه ایـنـکـه شـانـه بـالا بـیـنـدازی ؛

و آرام بـگویـى:

هـر طور راحـتـى ... !
 

 

گروه اینترنتی ایران ناز
 

خسته ام... از تـــــو نوشتن...!

کمی از خود می نویسم

این "منم" که،

دوستت دارم...!



گروه اینترنتی ایران ناز
 

یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم!
مثل آتش زیر خاکستر می ماند...
حساب از دستم در رفته...
چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم...؟
 



گروه اینترنتی ایران ناز
 

یکم بیشتر هوای اینایی که مارو میخندونن داشته باشیم ، اونا تو تنهایی هاشون بیشتر غصه می خورن ...
 



گروه اینترنتی ایران ناز
 

آمدی بشنوی بمانی
آمدی شنیدی، رفتی!
حالا سال‌هاست دیگر
کسی از لب‌هام نشنیدَه‌ست: "دوستت دارم"
 



گروه اینترنتی ایران ناز
 

میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه :
این که هر کاری در توانت هست براش انــــجام بدی ،
آخــــرش بـرگرده بگه :
مگه من ازت خواستم . . . / .
 



گروه اینترنتی ایران ناز
 

همهٔ رابطه‌ها با جملهٔ " تو با بقیه فرق داری " شروع میشه . . .
و به جمله " تو هم مثل بقیه ای " ختم میشه . .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391ساعت 11:51  توسط مهدی شارینی  | 

همین که فهمید غـــــــــــم دارم آتش گرفت . . .
به خودت نگیر رفیق !!!!!
سیـــــــــــــ ــگارم را گفتم
.
.
.
هر جا که می بینم نوشته است :
” خواستن توانستن است ”
آتش می گیرم !
یعنی او نخواست که نشد ؟!
.
.
.
دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی ، مکث کنی !
.
.
.
حرارت لازم نیست ، گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت
.
.
.
چه رسم جالبی است !!!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت …
صداقتت را میگذارند پای سادگیت …
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …
و وفاداریت را پای بی کسیت …
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!!
.

سایر جملات خاص و فوق العاده در ادامه مطلب


.
.
آدمها آنقدر زود عوض می شوند …
آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است …
.
.
.
زیاد خوب نباش …
زیاد دم دست هم نباش ...
زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی …
آدم ها این روزها عجیب به خوبی ، به شیرینی ، آلرژی پیدا کرده اند …
زیاد که باشی ، زیادی می شوی …
.

.
.
دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره
مثل بغل کردن کاکتوس می مونه …
هرچی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی …
.
.
.
بنـــد دلـــم را
به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم
که هر جـــا رفتـی
دلــم را با خود ببری
غــــافل از اینکه
تو پـــا برهنـــه می روی
و بی خبــــر
.
.
.
می دانی..؟
آدم های ِ ساده..
ساده هم عاشق می شوند..
ساده صبوری می کنند..
ساده عشق می وَرزَند..
ساده می مانند..
اما سَخت دِل می کنند..
آن وقت که دل ِ می کنند..
جان می دَهند..
سخت میشکنند..
سخت فراموش میکنند..
آدم های ِ ساده…..
.
.
.
عمریست نشسته ام
پای لرز خربزه هایی
که هیچوقت یادم نمی آید
کی؟!
خوردمشان…
.
.
.
در فنجان خالی میشوم
شبیه عابران خسته
مرا قورت میدهی و من
راه قلبت را پیش میگیرم
در قهوه ای که
به رگهایت جاری است!
.
.
.
وقتی از درد به خود می پیچیدم
همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی…
و سالهاست من هنــــــــوز
رقاص پردرد خیابانهایم…
.
.
.
گاهی وسط یک فکر
گاهی وسط یک خیابان
سردت می کنند
داغت می کنند
رگ خوابت را بلدند
زمینت می زنند…
.
.
.
حکایت ما آدم ها …
حکایت کفشاییه که …
اگه جفت نباشند …
هر کدومشون …
هر چقدر شیک باشند …
هر چقدر هم نو باشند
تا همیشه …
لنگه به لنگه اند …
کاش …
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …
جفت هر کس رو باهاش می آفرید …
تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …
به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…
.
.
.
بگذآر سُ _ ک _ و _ تـ قآنون زندگی مَن بآشد…
وَقتی وآژِه هآ دَرد رآ نِمی فَهمند….
.
.
.
سکوتـــــــــــــ …
و دیگر هیچ نمی گویم …!
که این بزرگترین اعتراض دل من استـــــــــ ـ
به تو …
سکوت را دوستـــــــــ دارم
به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ …..

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1391ساعت 15:36  توسط مهدی شارینی  | 

sms عاشقانه

هدفم بود که هرگز نشوم عاشق کس / چون که رخسار تو دیدم ، هدفم سخت شکست . 

میشه پروانه بود و به هر گلی نشست اما بهتره مثل تو مهربون بود و به هر دلی نشست .

بی هیچ دلیلی "بیادت هستم" تا نقض کنم قانونی را که علت می طلبد .

 تقدیم به زهرا .گرچه آلوده ی دنیای فریبم اما سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم ، دل من عاطفه را می فهمد ، با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم .

توی آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره ، پس هر وقت آسمون دلت ابری بود با دنیا نجنگ ، فقط اوج بگیر .

هیچ دلی بی بهانه نمیتپد ، نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر !

قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را می خورند .

بهترین ها همیشه میمانند ، شاید جلوی دیدگان نباشند اما در دل ماندگارند .

عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت / بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت .

نکند یوسف عمرم رود از مصر خیالت / باز آواره ی تنهایی چاهم بکنی .

ه انگشتانم که می نگرم به یادت می افتم ، چون عزیزانم انگشت شمارند . 

نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند ، می گویند حساسیت فصلی است ، آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم .

نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن .

آسمونی رو دوست دارم که بارونش فقط واسه شستن غم های تو بباره

شاد بودن بهترین انتقامیست که میتوان از لحظات سخت زندگی گرفت ، تمام لحظه هایت سرشار از شادی باد .

اینجا زمین است ، ساعت به وقت انسانیت خواب است ، دل عجب موجود سخت جانی است ! هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد ! و باز هم میتپد .

نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد ! امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی !

جای خالیت را نفس عمیق می کشم ، عطرت از تو باوفاتر است .

سنگهایی که به دیوار فراق تو زدم ، کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم .

از ما که گذشت ! ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند .

پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال ، لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس .

خونه ی اجاره ای داری برای یه آدم تنها ؟ قلبشو پیش میده ، جونشو ماه به ماه !

خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ، بدخلقی هایم را فراموش کن ، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر ، در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی .

دیدگانت را نبند ، نگاهت را ندزد ، تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود .

عشق چیز عجیبی نیست ، عزیز دلم ! همین است که تو دلت بگیرد و من نفسم !

یک عمر قفس بست مسیر نفسم را / حالا که دری هست مرا بال و پری نیست / حالا که مقدر شده آرام بگیرم / سیلاب مرا برده و از من اثری نیست / بگذار که درها همگی بسته بمانند / وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست .

یاد آن روزی که یاری داشتیم / این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم / ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم .

شادیهایم هدیه به تو ، کم بودنش را بر من خرده مگیر ، این تمام سهم من از دنیاست .

سرم را روی شانه ات بگذار تا همه بدانند "همه چیز" زیر سر من است !

خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس / ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس .

به انگشتانم که می نگرم به یادت می افتم ، چون عزیزانم انگشت شمارند .

نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند ، می گویند حساسیت فصلی است ، آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم .

نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن .

آسمونی رو دوست دارم که بارونش فقط واسه شستن غم های تو بباره .

شاد بودن بهترین انتقامیست که میتوان از لحظات سخت زندگی گرفت ، تمام لحظه هایت سرشار از شادی باد .

اینجا زمین است ، ساعت به وقت انسانیت خواب است ، دل عجب موجود سخت جانی است ! هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد ! و باز هم میتپد .

نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد ! امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی !

جای خالیت را نفس عمیق می کشم ، عطرت از تو باوفاتر است .

سنگهایی که به دیوار فراق تو زدم ، کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم .

از ما که گذشت ! ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند .

هدفم بود که هرگز نشوم عاشق کس / چون که رخسار تو دیدم ، هدفم سخت شکست .

میشه پروانه بود و به هر گلی نشست اما بهتره مثل تو مهربون بود و به هر دلی نشست .

بی هیچ دلیلی "بیادت هستم" تا نقض کنم قانونی را که علت می طلبد .

 گرچه آلوده ی دنیای فریبم اما سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم ، دل من عاطفه را می فهمد ، با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم .

توی آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره ، پس هر وقت آسمون دلت ابری بود با دنیا نجنگ ، فقط اوج بگیر .

هیچ دلی بی بهانه نمیتپد ، نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر !

قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را می خورند .

بهترین ها همیشه میمانند ، شاید جلوی دیدگان نباشند اما در دل ماندگارند .

عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت / بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت .

نکند یوسف عمرم رود از مصر خیالت / باز آواره ی تنهایی چاهم بکنی .

به انگشتانم که می نگرم به یادت می افتم ، چون عزیزانم انگشت شمارند .

نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند ، می گویند حساسیت فصلی است ، آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم .

نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن .

آسمونی رو دوست دارم که بارونش فقط واسه شستن غم های تو بباره .

شاد بودن بهترین انتقامیست که میتوان از لحظات سخت زندگی گرفت ، تمام لحظه هایت سرشار از شادی باد

اینجا زمین است ، ساعت به وقت انسانیت خواب است ، دل عجب موجود سخت جانی است ! هزار بار تنگ میشود ، میشکند ، میسوزد ، میمیرد ! و باز هم میتپد .

نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد ! امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی !

جای خالیت را نفس عمیق می کشم ، عطرت از تو باوفاتر است .

سنگهایی که به دیوار فراق تو زدم ، کعبه میشد من اگر خانه بنا می کردم .

از ما که گذشت ! ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند .

هدفم بود که هرگز نشوم عاشق کس / چون که رخسار تو دیدم ، هدفم سخت شکست .

میشه پروانه بود و به هر گلی نشست اما بهتره مثل تو مهربون بود و به هر دلی نشست .

بی هیچ دلیلی "بیادت هستم" تا نقض کنم قانونی را که علت می طلبد .

گرچه آلوده ی دنیای فریبم اما سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم ، دل من عاطفه را می فهمد ، با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم .

توی آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره ، پس هر وقت آسمون دلت ابری بود با دنیا نجنگ ، فقط اوج بگیر .

هیچ دلی بی بهانه نمیتپد ، نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر !

قلب من جایگاه رفیقی است که شقایق ها حسرت آن را می خورند .

بهترین ها همیشه میمانند ، شاید جلوی دیدگان نباشند اما در دل ماندگارند .

عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت / بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت .

نکند یوسف عمرم رود از مصر خیالت / باز آواره ی تنهایی چاهم بکنی .

اسیر فصل خزان گردد عمر آنکس که / دمی اسیر اشک کند چشم مهربان تو را .

هر وقت دیدی نیستم بیا تعمیرگاه ، چون همیشه خرابتم !

تقویم روزهایم شکسته و گم است ، بی تو چه فرقی میکند امروز چندم است !

از اوج فلک ستاره چیدن سخت است / دور از منی و به تو رسیدن سخت است / ای دوست که بی تو زندگی زندان است / بدان که از تو دل بریدن سخت است .

چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند !

تحفه ای یافت نکردم که فدای تو کنم ، یک سبد عاطفه دارم ، همه ارزانی تو .

اگه گفتی دوستت دارم چند حرفه ؟ دیدی اشتباه کردی ! دوستت دارم حرف نیست یه زندگیه ، اما زندگی دو حرف بیشتر نیست : تو !

خدایا گر تو درد عاشقی را میکشیدی / تو هم زجر جدایی را به تلخی میچشیدی / اگر چون من به مرگ آرزویت میرسیدی / پشیمان میشدی از این که عشق را آفریدی .

من قفل کردم ، صندوق قلب و دلم ، همچنین درب اتاق ، و تو چه می دانی پشت این درب پر از قفل بلبلی می خواند که پر از شور و وفاست .

اونقدر که فکرشو میکنی دوستت ندارم ، چون اونقدر دوستت دارم که نمیتونی فکرشو بکنی !

هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی / آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی .

هنوز هم نمیدانم اینجا چه فصلیست ، که من کال ماندم و به تو نمی رسم !

چون خیالت همه شب مونس و دمساز من است ، شرم دارم که شکایت کنم از "تنهایی" .

ماه من ، نماز آیات می خوانم ، وقتی گرفته ای !

خداوند پرسید : میخوری یا میبری ؟ گفتم میخورم ، اما افسوس که نمیدانستم لذت ها را میبرند و غصه ها را میخورند !

خدایم را دوست دارم و باوفاتر از او سراغ ندارم ، به رسم همین وفاداریست که کسانی را که دوست دارم به او می سپارم

از تمام دار دنیا ، تنها یک چیز دارم : دوستت !

فانوس شب وداع ، با هر سوسو / می گفت که آن کوچه ی رویایی کو / او بود و کمی شعر و هوایی ابری / امروز نه ابریست ، نه شعریست ، نه او !

کارگر خسته ای سکه ای از جیب کت کهنه اش درآورد تا صدقه دهد ، ناگهان جمله ای روی صندوق دید و منصرف شد ، "صدقه عمر را زیاد می کند" .

اندازه ی یه سر کبریت دلم برایت تنگ شده ، کوچیکه ولی دنیا رو به آتیش میکشه !

از آجیل سفره ی نوروز ، چند پسته ی لال مانده است ، آنها که لب گشودند ، خورده شدند ! آنها که لال ماندند ، می شکنند ! دندانساز راست میگفت : پسته ی لال ، سکوتش دندان شکن است

یاد ما خواه بکن خواه مکن ، مختاری / لیکن ای دوست بدان کنج دلم جا داری .

با تو بر مرغان دریایی امیرم / بی تو در زندان تنهایی اسیرم / با تو در کاخ وفا ارباب عشقم / بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم

تنهاترین آدم ها یه سایه دارند باهاش حرف بزنند ، از وقتی رفتی آنقدر غرق ظلماتم که سایه ای هم برایم نمانده !

بند نمی آید دوست داشتنت ! مثل آنکه شاهرگ احساسم را بریده باشی !

اینجا آسمان صاف تا قسمتی به رنگ دوستی همراه با غبار فراق است ، توده ای سلام به سمت شما در حرکت است ، ضمنا احتمال بارش بوسه فراوان است .

خوب میدانم برای من کسی مثل تو نیست / خوب میدانم که روزی باز ناچارم به تو / میروم شاید دلت روزی گرفتارم شود / میروم اما گرفتارم ، گرفتارم به تو .

شادی" ، پروانه ی است که هرچه تقلا کنی نمیتوانی آن را شکار کنی ، باید آرام باشی تا روی شانه ات بنشیند ، پس زندگیت سرشار از آرامش و شانه هایت پر از پروانه .

وقتی گلدون خونمون شکست ، پدرم گفت : قسمت این بود ، مادرم گفت : هیف شد ، خواهرم گفت : قشنگ بود ، داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم ، اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود .

در برهوت بی کسی تنها تو همزاد منی / ای نازتر از خواب شبم ، همواره در یاد منی .

نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست / گوش کن نبض دلم ، زمزمه اش با تو یکیست

کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلهایمان سر زانوهایمان زخمی می شد .

ز عجایب عشق همین است : تنها همان آغوش آرامت می کند که دلت را به درد می آورد .

زمستون رسید ، سردت شد خبرم کن بیام برات بسوزم

خسته ام ، فردا نگاهت را برایم پست کن / یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن / دلم از آواز غمگین شب پر است / لطفا آن لحن خوش صدایت را برایم پست کن . 

برای تو ، مردن بهانه نمی خواهد ، وقت نبودنت خود مرگیست برای خودش .

هرچه میروم ، نمیرسم ! گاهی با خود فکر میکنم نکند من باشم ، کلاغ آخر قصه ها !

زیبایی ها را چشم می بیند و مهربانی ها را دل ! چشم فراموش می کند اما دل هرگز ! پس بدان تا زمانی که دل زنده است فراموش نخواهی شد .

دلتنگم ! اما تو را طلب نمیکنم ، نه اینکه بی نیازم ، صبورم !

در زمینی که ضمیر من و توست ، از نخستین دیدار ، هر سخن ، هر رفتار ، دانه هاییست که می افشانیم ، برگ و باری است که می رویانیم ، آب و خورشید و نسیمش "مهر" است .

 اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت / دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت .

هوا خوب و بدش فرقی نداره ، به هوای تو نفس میکشم هنوز !

نفس را با تو میخواهم ، تو که از نسل گلهایی / سیاهی را نکن باور ، تو خود خورشید فردایی .

این عشق برای من هیچ نداشت ، اما گلهای بالشم را "باغبان " خوبی بود اشک های هر شب من .

تقدیم به عشقم اکبر .کاش دنیا ساعت بود و من و تو عقربه های آن تا هر یک ساعتی یه بار به هم میرسیدیم !

الهی شهر عشق آتش بگیرد / جدایی دق کند ماتم بگیرد / الهی تا زمین هست و زمان هست / کسی عشق تو را از من نگیرد .

وقتی فراموشت خواهم کرد که عقلم خاموش ، نفسم قطع ، روحم در آسمان و بدنم زیر خاک باشد !

من ، تو ، ما ، یادت هست ؟ تمام شد ! حالا : تو ، او ، شما ، من هم به سلامت !

مرا به تو هیچ تملکی جز این نیست ، که همواره دلم برای مهربانیت تنگ میشود

تقدیم به یک قدمی ها .گر روی تو امشب نبینم چه کنم ؟ / گر من تو به آغوش نگیرم چه کنم ؟ / من زین شب ظلمانی محکوم شدم /  از دیدن روی تو محروم شدم !

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 13:57  توسط مهدی شارینی  | 

اس ام اس عاشقانه


مشترک پر مصرف ، چراغ یادت همیشه تو دل من روشنه ، حتی در ساعات اوج مصرف .

تنهایی را ترجیح میدهم به تن هایی که روحشان با دیگریست

تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد / حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد . 

از هواپیما به برج مراقبت ، تو قلبت جا هست فرود بیام یا بازم دورت بگردم ؟

دلگیر نباش ! تقصیر از خودت بود ! دسته کلید علاقه که گم شد ، باید عوض میکردی قفل تمام آرزو ها را . 

 تقدیم به همسر عزیزم .خوشا به حال قلبم چون از تو جان گرفته / نبض وجودم از تو خط امان گرفته / خوشا به حال جانم که مرگ او غم توست / برای وصف رویت قلب زبان گرفته .

به بند دلت میاویز رخت خاطره ام را ، گردبادهای فراموشی حرمت نمی شناسند . 

اگر پرسند آخرین نفست به یاد کیست ؟ گویم به یاد کسی که بی وفایی در ذاتش نیست .

 دلم بچگی میخواهد ! جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند ؟ 

وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت ، فهمیدم که گاهی هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است .

پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد ، هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال ، عزیز است خدایا تو نگهدارش باش .

وقتی عطر تنت را میخواهم ، به باد هم التماس میکنم ، خدا که جای خود دارد .

 فدای عزیزی که آتیش معرفتش ، جنگل بی معرفتها رو خاکستر میکنه ! 

هست را اگر قدر ندانی میشود بود و چه تلخ است هست کسی بود شود .

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن / ابتدای یک پشیمانیست حرف را نزن / گفته بودی چشم بردارم از چشمان تو / چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن . 

خدایا مرا که آفریدی گارانتی هم داشتم ؟ دلم از کار افتاده !

چقدر در تاریکی ، مشق رفتن کنم ؟ بیا و تکلیف مرا روشن کن ! 

نازنین ، با تو قند پهلو می شود تلخی آغوشم !

دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است ، گاهی فکر میکنی تمام شده ، اما یک دفعه همه ات را آتش میزند . 

مرداب از رود پرسید : چه کرده ای که این چنین زلالی ؟ رود گفت : گذشتم !

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی / چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی / نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی .

دلم از نبودنت پر است ، آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد !

گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند . (

ای قطار ، راهت را بگیر و برو ! دیگر نه کوه توان ریزش دارد و نه ریزعلی پیراهن اضافه ، دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست .

با یک گل هم "بهار" می شود ، اگر در دلمان جوانه بزند ! 

حلقه ی دستانت که بر کمرم میزنی ، زیباترین اسارت زندگی من است !

بیچاره عروسک دلش میخواست زارزار بگرید ، اما خنده را بر لبانش دوخته بودند ! 

در رویاهایت جایی برایم باز کن ، جایی که عشق را بشود مثل بازی های کودکی باور کرد ، خسته شدم از بی جایی !

صبر کن ، برگرد ، چمدان هایمان اشتباه شده است ، دلم را به جای خاطراتت بردی ! 

تا تویی در خاطرم ، با دیگران بیگانه ام / با خیالت همنشینم ، گوشه ای زندانی ام .

 دلم چندین سال است روزه ی عشق گرفته است ! اذان افطارش را تو بگو .

 من بودم ، تو و یک عالمه حرف ، و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد ! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی ، یک آه چقدر وزن دارد .

عصاره ی تمام مهربانی ها را می گیرم و از آن فرشته ای می سازم همچون "خودت" . 

تمام مزرعه کافر صدایش می زدند ، گل آفتابگردان کوچکی که عاشق باران شده بود .

کاش میدانستی که جهانم بی تو "الف" ندارد !

تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !  

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند ، مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ من به آن محتاجم ! 

طلوع کن از سرزمین رویاهایم ای ستاره ی شب های تاریکم ! آسمان دلم را منتظر مگذار .

  بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد ، من تو را در قلبم دارم نه در دنیا . 

دل اگر بستی ، محکم نبند ، مراقب باش گره کور نزنی ، او میرود ، تو میمانی و یک گره کور .

بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی / دلم پر از گلایه ها ، تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ی مکن . 

دلم درد میکند ، انگار خام بودند خیالهایی که به خوردم داده بودی .

کاش نامت را با خط بریل مینوشتند ، صدا کردنت کافی نیست ، شکوه اسم تو را باید لمس کرد ! 

آدم بدون دوست ، چون کتاب بدون جلد است !  

سفری به دور دنیاست ، وقتی دستانم تا انتها ، رویت را نوازش می کنند . 

انسانهای خوب همانند گلهای قالیند ، نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن ، دائمی اند !  

چه فرقی دارد ، شهر ما خانه ی ما باشد یا نباشد ؟ وقتی تو نه در شهر ما هستی و نه در خانه ی ما ! 

دلم برایت تنگ شده است ، چه از طول ، چه از عرض و چه از ارتفاع ، می دانم تقصیر تو نیست ، قطعا تقصیر اشکال هندسی ست .  

دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه / چنان مهرت به جانم کرده ریشه / که در شش گوشه ی قلبم نوشته / عزیزم ، دوستت دارم همیشه .

هربار که کودکانه دست کسی را می گرفتم ، گم میشدم ، حالا آنقدر که در من هراس گرفتن دستی است ، اضطراب گم شدن نیست !

گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد / چون به زیبایی تو حسرت ، عالم خوردند / برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد . 

حرارت لازم نیست ، گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت .

بیراهه هم برای خودش راهیست وقتی من را به تو برساند و حوصله چه زود بی طاقت می شود در ادامه ی راهی که به تو ختم نمی شود .

به اندازه ی چشمان کفتربازی که کفترش بر بام دیگری نشسته ، بیقرارتم !

دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی ، مکث کنی ! 

دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش .

کلافه شدن یعنی : دلتنگ کسی باشی که نیست و حوصله ی کسی را نداشته باشی که هست ! 

با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود / از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود .

میگن پنجره ی دل آدمای مهربون رو به خدا باز میشه ، از اون پنجره من رو هم دعا کن . 

لعنت به همه ی قانون های دنیا که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد .

پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد ، هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال ، عزیز است خدایا تو نگهدارش باش .

وقتی عطر تنت را میخواهم ، به باد هم التماس میکنم ، خدا که جای خود دارد .

 فدای عزیزی که آتیش معرفتش ، جنگل بی معرفتها رو خاکستر میکنه ! 

هست را اگر قدر ندانی میشود بود و چه تلخ است هست کسی بود شود .

 رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن / ابتدای یک پشیمانیست حرف را نزن / گفته بودی چشم بردارم از چشمان تو / چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن .

خدایا مرا که آفریدی گارانتی هم داشتم ؟ دلم از کار افتاده !

چقدر در تاریکی ، مشق رفتن کنم ؟ بیا و تکلیف مرا روشن کن ! 

مرداب از رود پرسید : چه کرده ای که این چنین زلالی ؟ رود گفت : گذشتم !

با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم ، به خانه ی دل که رسیدم محبتت را برداشتم ، نه غباری داشت و نه کهنه شده بود ، مهرت جای جای دلم خواهد ماند . 

بی بهانه تو را مرور میکنم تا خاموشیم نشان فراموشیم نباشد .

دوست خوب پادشاه بی تاج و تختیست که بر دل حکومت میکند ، سلام پادشاه ! 

یادم باشد وقتی آمدی راز بزرگی را به تو بگویم ، اینکه در نبودنت آسمان آبی نیست .

دارم بهاران مال تو / شاخه های یاس خندان مال تو / ساده بودن های باران مال تو / آن خداوندی که دنیا آفرید ، تا ابد همراه و پشتیبان تو .

حواسم را هر کجا که پرت می کنم ، باز کنار تو می افتد .

تنهایی و دلتنگیت را پیش فروش نکن ، فصلش که برسد به قیمت میخرند ! 

این روزها سنگین و نحس اند ، چه کنم ؟ لحظات هم بهانه ات میگیرند ، رفتی و ردپایت در پس کوچه های قلبم باقی مانده است .

ما بدهکاریم به یکدیگر و به تمام " دوستت دارم" های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند و آنها را بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم . 

در مقابل تقدیر خداوند همانند کودکی یک ساله باش که وقتی او را به هوا می اندازی ، می خندد ، چرا که اطمینان دارد او را خواهی گرفت .

تقدیم به عشقم رویا .تو زیبایی و همچون موج دریا پر هیاهویی / منم تشنه کویری ، که ندارد هیچ آهویی / بیا یک شب کنارم تا سحر بنشین ببین جانا / که خوشتر باشد از صد موج این بی ها و بی هویی . 

تنها چیزی که فروغش به خاموشی نمی گراید ، خاطرات پاک به یاد هم بودن است .

تو صبح باش ! من تمام شب های تاریخ را تاب می آورم ! 

ندارم من نظر جز بر نگاهت / ندارم من طلب جز روی ماهت / ندارم من دلی جز عاشق تو / نباشم من دمی جز در پناهت .  

ایستادن اجبار کوه بود ، رفتن سرنوشت آب ، افتادن تقدیر برگ و صبر پاداش آدمی ، پس بی هیچ پاداشی حراج محبت می کنیم که همه ی ما خاطره ایم ! 

باران همیشه می بارد ، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند ، نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن !  

عزیزم ، دلتنگیت را چگونه بیان کنم که قلبم فراتر از واژه های زمین برایت تنگ است . 

نقاش نیستم ، ولی دلم برایت پر می کشد !  

لیوان چای روی میز در انتظار یک جرعه است ، نه تو می آیی نه او گرم می ماند ، چه گناهی دارد سماوری که داغ دیده است ؟ 

دیروز دلم دوباره یک مهمان داشت / افسوس که مهمانی او پایان داشت / صد حرف نگفته در دلم بود هنوز / ای کاش زمانه دور برگردان داشت .

گهگاهی سفری کن به حوالی دلت ، شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد . 

شاهزاده ی عشقی که غلامت شده ام / پابند تو و اسیر دامت شده ام / گویند کبوتری وفادار تر از طوقی نیست / طوقی صفتم ، جلد مرامت شده ام .

دوست داشتن امروزم ، دنباله ی ستاره ی چشمهایت است که در آسمان قلبم سالها پیش جا گذاشته بودی ! 

گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم ، حتی برای "تو" که سالها منتظر در زدنت بودم .  

گفت مجنون گر همه روی زمین / هر زمان بر من کنندی آفرین / من نخواهم آفرین هیچ کس / مدح من دشنام لیلی باد و بس . 

روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد ، اگر باران بند بیاید از این خانه می روم .

 در سرزمین خاطره ها آنان که خوبند همیشه سبزند و آنان که محبتها و دوستیها را بر قلبشان برافراشتند همیشه به یاد می مانند . 

از درد و دلت فقط درد سهم من شد و دلت سهم دیگری .

ما هرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم / از عشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم . 

زمستان است و هوا پر شده از دوستت دارم هایی که به بادها سپرده ام ، کاش پنجره ات باز باشد .

 دگر درد دلم درمان ندارد / مسیر عاشقی پایان ندارد / مرا در چشم خود آواره کردی / نگاهت دور برگردان ندارد . 

حوصله ی جمع و تفریق ندارم ، یه ضرب خرابتم !  

و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد .

نیمه ی گمشده ام نیستی که با نیمه ی دیگر به جستجویت برخیزم ، تو تمام گمشده ی منی .

اگر سرت رو روی سینه ام بگذاری ، هیچ صدایی نخواهی شنید ، قلب من طاقت اینهمه خوشبختی رو نداره ! 

سالهاست کوهستان دلم به حرمت ردپایت به برفهایش اجازه ی آب شدن نمیدهد .

 اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست / فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست . 

شاید با هم بودن سخت تکرار شود اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد .

 میدانی تنهایی کجایش درد دارد ؟ انکارش ! 

با زیر مخالفی بگو بم بشوم / لبخند بزن مقابلت خم بشوم / تو یک کلمه بگو که حوای منی / من امضا می دهم که آدم بشوم .

  آرزویم برایت این است:درمیان مردمی که می دوندبرای زنده بودن،توآرام قدم برداری برای زندگی کردن... باران قشنگ ترین موسیقی طبیعت است،آرامش وزیبایی باران تقدیم تو باد. آرزو دارم بهاران مال تو/ شاخه های یاس خندان مال تو/ ساده بودن های باران مال تو/ آن خداوندی که دنیا آفرید، تا ابد همراه و پشتیبان تو. بیا آبی باش به رنگ آسمان...تا من همیشه سر به هوایت باشم!!!

عشق يعني زندگيم وصله به توست *عشق يعني قلب من دردست توست *عشق يعني عشقه من زيباي من عشق يعني عزيزم دوستت دارم 

اگر خوبان عالم جمع باشند / یقینا نزد من ، تو بهترینی / اگر از خوبترها حلقه سازند / تو در آن حلقه ، میدانم نگینی .

بغض هایم را به آسمان سپرده ام ، خدا به خیر کند باران امشب را .

عهد کن یارم بمانی تا قیامت ، ای رها / اولین و آخرین عشقم بمانی ، با وفا / کلبه ای با هم بسازیم با ستونی استوار / گر کنارم تو نباشی بیقرارم ، بیقرار . 

عشق من ای کفتر بی پشت بام / عشق من ای خواب خوب ناتمام / بی تو رویایم پر از دلتنگی است / فصلهای زندگی بی معنی است .

گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها ، ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می نشاند ، دوست دارم این لبخند های بیگاه و آن بعضی ها را .

قلب من قطعه ای از مزار تنهایی هاست / غم دنیاست که در گوشه ی قلبم پیداست / وقتی احساس کنم نیمه ای از جان منی / بی تو هر جا بروم باز وجودم تنهاست .

تمام قندهای توی دلم را آب کردم برای تو ، تویی که چایت را همیشه تلخ می خوری .

 غمگینم ، مثل پیرزنی که آخرین سرباز برگشته از جنگ ، پسرش نیست .

دیگر فرصتی برای پیامک نیست ، دست واژه ها را می گیرم و به دیدنت می آیم ، دلتنگیت در هیچ پیامی نمی گنجد . 

نفسم ، تو در شمالی و من در جنوب ! کاش دستی نقشه را از میانه تا کند .

اگر احساس به خاموشی مطلق برسد / باز هم عاطفه ای هست میان من و تو .

درد دارد ، وقتی چیزی را کسر می کنی که با تمام وجودت جمع زده ای . 

تو را ای گل کماکان دوست دارم / به قدر ابر و باران دوست دارم / کجا باشی کجا باشم مهم نیست / تو را تا زنده هستم دوست دارم .

تفاهم به معنای درک کردن نیست ، بلکه به معنای توانایی تحمل تفاوتهاست . 

بر سر مزرعه ی سبز فلک ، باغبانی به مترسک می گفت : دل تو چوبین است و ندانست که زخم زبان ، دل چوب هم می شکند .

مه شب مرغ دلم بر سر دیوار تو بود / میپرد از قفس و عاشق دیدار تو بود / خبرت هست که از خوبی خود بی خبری / به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتری . 

دلم شوق تو را دارد ، تو غافل از دل مایی / به ما گاهی نگاهی کن ، دلی دارم تماشایی .

عجب رسمی ست رسم آدمیزاد / که دور افتاده را کم میکنند یاد / که دور افتاده حکم مرده دارد / که خاک مرده را کی میبرد باد . 

من تو را هنوز مثل تمام شدن مشق شبم دوست دارم .

زرتشت:بگذارادمها تاميتوانندسنگ باشند توازنژادچشمه باش!

دلمان كه ميگيردتاوان لحظه هايي است كه دل ميبنديم...

چتري براي لحظه دلتنگي توام باران كه سخت شد تنها قدم نزن...

روزهای دور از تو را هرگز نخواهم شمرد تا همیشه بگویم همین دیروز بود ...

اگه دلت گرفت سکوت کن، این روزها هیچ کس معنای دلتنگی را نمی فهمد.

معلم برای سفیدبودن برگ نقاشیم تنبیه ام کردوهمه به من خندیدند...امامن خدایی راکشیده بودم که همه می گفتنددیدنی نیست

میدانی چه شب هایی سحر کردم بی آنکه یک دم مهربان باشند باهم پلک های من  

میان مشغله هایم گم شده ام...اما دلم برای هوایت همیشه بیکار است. 

 همچون پرنده ای باش که برروی شاخه ای سست آواز میخواند،شاخه میلرزد ولی پرنده میخندد،زیراکه به قدرت پرواز خودایمان دارد. 

 صدای قلب نیست، صدای پای توست که شب ها در سینه ام می دوی... کافیست کمی خسته شوی کافیست کمی بایستی...!

آموخته ام هركاه كسى يادم نكرد من يادش كنم شايد اوتنهاترازمن باشد

تخته سیاه قلب من پرازنوشته های توست نیمکت چوبی دلم واسه همیشه جای توست

با تو ميشه دنيا روداشت از بي کسي پروا نداشت با اين همه معرفتت مگه ميشه دوست نداشت 

 هرگزگمان مبر زخيال توغافلم/گرمانده ام خموش،خدا داند و دلم...

آسمانم انتهایش قلب توست / مهربان این آسمان از آن توست / آسمانم هدیه ای از سوی من / تا بدانی قلب من هم یاد توست . 

دعایت میکنم هر شب به عطر میخک و مریم / الهی در دلت هرگز نباشه غصه و ماتم .

 و آن ستاره ی منی که گر شبی ز کلبه ام گذر کنی از شوق روی ماه تو صدای خنده ی دلم به عالمی سفر کند . 

دوستت دارم" را برای هر دویمان فرستادی ، هم من ، هم او ، خیانت میکردی یا عدالت ؟

پروردگارا ، آرامش را همچون دانه های برف ، آرام و بیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران . 

باز آمدنم به خدمتت دیر نشد / اندیشه مکن دلم ز تو سیر نشد / یک موی تو را به عالمی نفروشم / تو جان منی ، کسی ز جان سیر نشد .

خرابتم ، نذار هرکی از کنار ما رد میشه ، بگه این خراب شده مال کیه ! 

دوستت دارم ، رازیست که در میان حنجره ام دق میکند ، وقتی که نیستی .  

قلابت را بدون طعمه بینداز ، اینجا پر از ماهی هاییست که از زندگی سیرند . 

تقدیم به تک ستاره ی دلم .گرچه جدا از تو ولی همیشه با تو زیستم / من و تو نکن ، که من کسی به جز تو نیستم .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:29  توسط مهدی شارینی  | 

جملات فلسفی

نیکی هنری نیست به امید تلافی

احسان به کسی کن که بکار تو نیاید . . .

.

.

.

برای کشتیهای بی حرکت

موجها تصمیم می گیرند . . .

.

.

.

ارزش گل تو به قدرِ عمری است که به پاش صرف کردی . . .

.

.

.

ﭘﻮﻝ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺪ ﻣﺎﺳﺖ

ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﻮﺍﻇﺐ ﺑﺎﺷﯿﻢ

ﭘﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯾﻢ . . .

.

.

.

ماندن، سنگ بودن است و رفتن، رود بودن

بنگر که سنگ بودن به کجا می رسد جز خاک شدن

و رود بودن به کجا می رود جز دریا شدن . . .

.

.

.

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت

بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت

زنهار به کس مگو تو این راز نهفت

هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت . . .

.

.

.

هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید

آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود . . .

.

.

.

پروانه ها در پیله دنیا را نمی فهمند

تقویم ها روز مبادا را نمی فهمند

دریا برای مردم صحرانشین دریاست

ساحل نشینان قدر دریا را نمی فهمند . . .

.

.

.

شکست یا پیروزی مهم نیست

مهم خود انسان است که بعد از انجام کار دلش راضی باشد . . .

.

.

.

اگر کسی خوبی های تورا فراموش کند ، تو خوب بودن را فراموش نکن . . .

.

.

.

بسیاری از مردم نقره را در انتظار طلا از دست می‌دهند.

(موریس وبستر)

.

.

.

گاهی اونقدر خدا زود به خواسته مون جواب میده که باورمون نمیشه از طرف اون بوده

اینجاست که میگیم عجب شانسی آوردم . . .

.

.

.

معاشرت بر دانایی می افزاید ، ولی تنهایی مکتب نبوغ است . . .

.

.

.

برای کسی که آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست . . .

.

.

.

اگر به دنبال کسی هستی که هیچ ایرادی نداشته باشد تنها خواهی ماند . . .

.

.

.

وقتی از آدمی بت می سازی ، همه ی رفتارهایت تبدیل به عبادت می شود

و این بزرگترین خیانت به خود است . . .

.

.

.

هیچ کس برای شکست خوردن نقشه نمیکشد

بلکه این نقشه است که اگر اشتباه کشیده شود به شکست میانجامد . .

.

.

.

من باده خورم و لیک مستی نکنم

الّا به قدح دراز دستی نکنم

دانی غرضم ز می پرستی چه بود

تا همچو تو خویشتن پرستی نکنم . . .

.

.

.

بمانیم تا کاری کنیم ٬ نه کاری کنیم تا بمانیم .

گاهی وقت ها فقط یک راه می ماند و آن هم یافتن راهی جدید است . . .

.

.

.

گاه آدمی در بیست سالگی می میرد ولی در هفتاد سالگی به خاک سپرده میشود.

(صادق هدایت)

.

.

.

من به مونسی بی عیب و کامل نیاز ندارم

من به همدمی نیاز دارم که به من این احساس را بدهد که خاص و مهم هستم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:24  توسط مهدی شارینی  | 

دوست داشتن از نگاه بزرگان

اگر کسی ترا آنطور که ميخواهی دوست ندارد به اين معنی نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. گارسيا مارکز

اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند . رابيندرانات تاگور

بهترين و حقيقی ترين دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چيزی نمی دانند . موزارت

نهال دوستی واقعی ، آهسته رشد می کند. ژرژ واشنگتن

من آينده را دوست دارم چون بقيه عمرم را بايد درآن بگذرانم. کترينگ

تنها راه ماندگاری هر مراوده دوستانه ايی ، درک درست واقعيات طرف پيش رويمان است .. ارد بزرگ

راز خوشبختی در اين است که کاری را که مجبور به انجام آن هستيد دوست بداريد . هاکسلی

خدايا: به هرکه دوست می داريش بياموزکه: عشق از زندگی کردن بهتر است و به هرکه دوست تر می داريش بچشان که: دوست داشتن از عشق برتر است. علی شريعتی

من در جهان يک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! ناپلئون

اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند . رابيندرانات تاگور

آخرين بار که به عشق و شور زندگی نهفته در وجود خود اجازه داديد تا بيرون آيد و کمی بازيگوشی کند کی بود؟ آخرين باری که از بازی با بچه هايتان به همان اندازه ی آنها لذت برديد ، کی بود؟ آخرين باری که از زنده بودن خود به هيجان آمديد کی بود؟ نگران نباشيد ديگران درباره شما چه فکر می کنند. به اين فکر نکنيد که آن چه را دوست داريد انجام بدهيد چقدر عملی ، مفيد ، يا موثر است. مضحک باشيد ، عاشق باشيد ، با شور و حال زندگی کنيد . خودتان باشيد . باربارا دی آنجليس

آنکه دوستی و همسر خواهی خويش را اينچنين بازگو می کند : بدنبال نيمه ديگر خود هستم .
براستی نيمه خود را نيز گم خواهد نمود . ارد بزرگ

دوست داشتن انسان‌ها به معنای دوست داشتن خود به اندازه ی ديگری است. اسکات پک

در دردها دوست را خبر نکردن خود يک عشق ورزيدن است. علی شريعتی

دوستی با کار ، عشق به زندگی است . جبران خليل جبران

آنکه مدام از کمبودها و ناراستی های زندگی خويش سخن می گويد دوست خوبی برای تو نخواهد بود . ارد بزرگ

دوست برای آن است که نيازت را برآورد نه اينکه تهی بودنت را پر کند . جبران خليل جبران

وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد . امرسون

دو زن هرگز با يکديگر دوستی و محبت نمی ورزند مگر به خاطر توطئه بر عليه زن سوم . آلفونس کار

لبخند زن دردو موقع آسمانی و فرشته مانند است : يکی هنگامی که برای اولين بار با لبخند به معشوق می گويد دوستت دارم وديگر هنگامی که برای اولين بار به روی نوزادش لبخند می زند . ويکتور هوگو

دوستی تنها برآيند نياز ما نيست از خودگذشتگی نخستين پايه دوستی ست . ارد بزرگ

ميهن دوستی ، دسته و گروه نمی خواهد ! اين خواستی است همه گير ، که اگر جز اين باشد بايد در شگفت بود . ارد بزرگ

برای من بزرگترين مسئله دو جانبه در زندگی اين است که عاشق کسی باشم که عاشقانه دوستم دارد! . ماريا مُراستُود

اهل سياست پاسخگو هستند ! البته تنها به پرسشهايی که دوست دارند !!!. ارد بزرگ

نفرت به همان اندازه دوست داشتن ، خوب است . يک دشمن می توان به خوبی يک دوست باشد . برای خود زندگی کن، زندگيت را بزيی، سپس به راستی دوست انسان خواهی شد . جبران خليل جبران

داشتن يا بدست آوردن کسی آنقدر ها مهم نيست آنچه مهم است اين است که عاشقانه يکديگر را دوست داشته باشند ! . اوآ سی دبرِرگ

دوستی مهم ترين نيکبختی انسان است. هيوم

دوستت دارم ؛ نه به خاطر شخصيت تو ؛ بلکه به خاطر شخصيتی که در هنگام با تو بودن پيدا می کنم . گابريل گارسيا مارکز

دوستی تنها برآيند نياز ما نيست از خودگذشتگی نخستين پايه دوستی ست . ارد بزرگ

دوستس مسئوليتی شيرين است. نه يک فرصت. جبران خليل جبران

مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی . کريستوف مارلو

عظمت بشر در آنست که پل است نه مقصد.بشر را از اين نظر ميتوان دوست داشت که يک مرحله تحول و يک دوره گذرانيست . نيچه

آن که طالب آسايش جان و تن است بايد شکيبا و بردبار باشد ، در دوستی و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فريبکاری نکند . چون گناهی از کسی بيند و بر او دست يابد ببخشد ، و کينه خواه و تيز خشم و دشمن سوز و نا بردبار نباشد . بزرگمهر

وقتی که شما به بدبينی عادت کنيد ، بدبينی به اندازه خوشبينی مطلوب و دوست داشتنی است . آرنالد بنت

آداب خوب و اخلاق ، دوستان قسم خورده اند و بزودی با يکديگر متحد می شوند . بارتول

اين سخن پذيرفته نيست که : "پيکر بزرگترين زندان روان بشر است" بايد گفت پيکر بهترين دوست و همدم زندگی اين جهانی روان است چرا که هميشه بدون کوچکترين بهانه ای بدنبال خواسته های او می دود . اين که گفته شود روان در بند بدن است و بايد زودتر آزاد شود تا به ديدار دلدار بشتابد ، اشتباه است چون هم او بدن را به روان هديه نموده است کسی که دلدار می خواهد بايد به خواست او تن دهد . ارد بزرگ

قلبی که دوست ندارد خاطره ای نيزندارد. شوفل کوينه

پادشاهان مردم دوست برگزيدگان پروردگارند . بزرگمهر

حقيقت را دوست بدار ولی اشتباه را عفو کن. ولتر

دوست بداريد ليکن عشق را به زنجير بدل نکنيد . جبران خليل جبران

آن انديشه هايی را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند
آدمی بهر تنها زيستن می بايد يا حيوان باشد يا خدا. ارسطو می گويد: انگارهء سومی نيز هست بودن يکجای هر دوی آنان ... آن هم فيلسوف وار ..حقايق همه ساده اند. اين نه مگر دروغی است دو چندان که آن را بر ساخته اند؟ . فردريش نيچه

هر قدر کسی را بيشتر دوست داشته باشيد کمتر مغرورش کنيد. مولير

من نميدانم که به چه مناسبت اموات بايد دارای مقام و احترام خاصی باشند.
برای چه وقتی يکنفر مرد تمام خطاها و اشتباهات او را فراموش کرده و در عوض درباره محاسن و مزايای او صحبت ميکنند ؟!؟!؟!
حتی اگر بعد از مرگ او خيانت ها و گناهان جديدی از مرده کشف شود او را می بخشند.

پس از اين قرار تا وقتی که شخص فوت ننمايد ما آنطور که شايد و بايد او را دوست نداريم.
حال خيلی غريب است که ما درباره آنهايی که زنده هستند اينطور رفتار نمی کنيم و اگر درباره آنها اينطور رفتار می کرديم زندگی ما در اين جهان خيلی لذت بخش می شد و بسياری از مصائب و بدبختی ها از بين می رفت !!! . موريس مترلينگ

هيچ چيز در زندگی شيرين تر از اين نيست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهميده ام که مورد محبت کسی هستم, مثل اين بوده است که دست خداوند را بر شانه خويش احساس کرده ام . چارلز مورگان

من آينده را دوست دارم چون بقيه عمرم را بايد در آن بگذرانم . کترينگ

کسی را که دوست داری آزادش بگذار ،اگر قسمت تو باشد برمی گردد وگرنه بدان که از اول مال تو نبوده است. شکسپير

در جوانی دوست نداشتن علامت بدی است . روح سالم هميشه يکنفر دوست را که لايق باشد ملاقات خواهد کرد ..ل – کارو

هرگز فرصت گفتن « دوستت دارم » را از دست مده . براون

از استثنائـات است که کسی را بـه خاطر آنچه که هست دوست بدارند . اکثر آدمها چيزی را در ديگران دوست دارند که خود به آنها امانت می دهند : خودشان را ، تفسير و برداشت خودشان را از او .... گوته

به نظر من ما روزی خواهيم مرد که نخواهيم و نتوانيم از زيبايی لذت ببريم و در صدد نباشيم آن را دوست بداريم . آندره ژيد

برادرم تو را دوست دارم ، هر که می خواهی باش ، خواه در کليسايت نيايش کنی ، خواه در معبد، و يا در مسجد . من و تو فرزندان يک آيين هستيم ، زيرا راههای گوناگون دين انگشتان دست دوست داشتنی "يگانه برتر " هستند ، همان دستی که سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست يافتن به همه چيز را رسايی و بالندگی جان می بخشد . جبران خليل جبران

مراقب باشيد چيزهايی را که دوست داريد بدست‌آوريد وگرنه ناچار خواهيد بود چيزهايی را که بدست آورده‌ايد دوست داشته‌باشيد. جرج برنارد شاو

می توان حقيقتی را دوست نداشت، اما نمی توان منکر آن شد. روسو

بزرگواری ، بی مهر و دوستی بدست نمی آيد . ارد بزرگ

دوست بداريد کسانی را که به شما پند می دهند نه مردمی که شما را ستايش می کنند. دور وبل

راز سعادت در اين است که کاری که به تو واگذارشده دوست بداری. هاکسلی

دوستی با مشکلات و درد ها مانند دوستی با دشمن ستيزه جو ست . بايد بر ناراستی ها تاخت که اين تنها راه ماندگاريست . ارد بزرگ

در اين جهان نياز به دوست داشتن و ستايش شدن بيش از نياز به نان است. مادر ترزا

شما قدرت و توان آن را داريد که زندگی ای رضايت بخش و سرشار از غنای روحی بيافرينيد شما توان آن را داريد که به زندگی خود معنا و هدفی برتر ببخشيد اين توان تنها در عشق و شور زندگی شما نهفته است . جرات و شهامت آن را به خود راه دهيد تا عشق و شور زندگی را با خود به هر کجا که می رويد ببريد.جرات و شهامت آن را به خود راه دهيد تا عشق و شور و زندگی تان را به هر کس که خواستيد و دوست داشتيد نشان دهيد . باربارا دی آنجليس

به شکوه و اعجاز هستی و جهان پيرامون خود نگاهی بياندازيد. همه جا را غرق در زيبايی خواهيد ديد. اين زيبايی ها عشق درون شما را صدا می زنند و فرا می خوانند . شکوه و جلال جهان هستی را نظاره کنيد و شکوه و جلال خود را به ياد آوريد . هرگاه به خود اجازه دهيد تا هستی و آفرينش را با تمامی شکوه و عظمت آن حقيقتا نظاره کنيد، آن گاه به قطعيت اقتدار ، زيبايی و عشق و شور زندگی در خودتان پی خواهيد برد زيرا شما نيز بخشی از همين شکوه و عظمت هستيد. گويی آفريدگار هستی به شما می گويد : من تو را دوست دارم . من عاشق تو هستم . به همين دليل اين همه زيبايی ها را برای تو آفريده ام . باربارا دی آنجليس

ديدار کسانی که دوستشان داری هميشه شادی آور است حتی درخواب . موتزارت


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:49  توسط مهدی شارینی  | 

جملات پند آموز

تجربه» يک معلم سخت‌گير است: اول امتحان می‌کند، بعد درس می‌دهد. ورنون لاو

گزينش می تواند درست و يا نادرست باشد ، گزينش گری يک هنر است . بهره بردن از تجربه های ديگران می تواند به گزينش راه درست کمک کند . ارد بزرگ

حتی ضرب المثل های کوتاه، بدنبال تجربه های طولانی ساخته شده اند. سروانتس

تجربه ميوه ای است که آن را نمی چينند مگر پس از گنديدن. ارسطو

با سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت کنيد که چشمهايشان ، چهره ی سالها را ديده و گوشهايشان ، نوای زندگی را شنيده است . جبران خليل جبران

تجربه بالاتر از علم است . ابوعلی سينا

تجربه بهترين درس است هر چند حق التدريس آن گران باشد. کارلايل

تجربه به معلم سختگيری است . او اول امتحان ميکند و بعد درس می دهد . کارايل

انسان ها به نسبت هر ظرفيتی که برای کسب تجربه دارند عاقلند نه به نسبت تجاربی که اندوخته اند . برنارد شاو

به تجربه آموختم که انسانها هرگز از تجربه چيزی نمی آموزند. برنارد شاو

کاش گوش به تجربه ها بسپاريم آموختن تجربه ها مانع از رسيدن به زاری و زبونی است.. ارد بزرگ

تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند.. اسکاروايلد

تجربه درسی است گرانبها که ارزش آن ازکليه دروس مهم اساتيد عاليقدر بالاتر است. سيسرون

تجربه را بر روی رختخواب نرم معطر و متکای پر قو نمی توان بدست آورد . اوری پيد

تجربه ، مدرسه ای است که محصلين خود را با قيمتی گران ، بار می آورد. فرانکلين

کسی که درد روشنگری و بازگويی تجربه را ندارد خود نيز زمانی برای بهره از آن را نخواهد يافت . ارد بزرگ

انسان تنها يکبار زندکی ميکند درنتيجه , امکان آن بسيار کم خواهد بود که چيزی را دوبار تجربه کند که بيشترين شوق و هيجان را باو ميداد!!! . لانگه لونينگ


آرامش از ديدگاه بزرگان

قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می يابد ولی گوشهايتان در حسرت و آرزويند که آوای چنين شناختی را که بر قلبهايتان فرود می آيد ، بشنوند . جبران خليل جبران

آنانيکه هميشه در آرامش هستند لاابالی ترين آدمهايند . ارد بزرگ

لحظه پيروزی برای من از آن جهت شيرين است که پيران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببينم . نادر شاه افشار

بجاست دوستی بخواهی که به روزهايت تلاش و به شبهايت آرامش بخشد. جبران خليل جبران

ما بايد طبيعت را به چشم مادرمان بنگريم و با آرامش خودمان را به او تسليم کنيم تا بتوانيم خيلی راحت احساس کنيم که به جهان باز می گرديم همانطور که همه موجودات ديگر باز می گردند. همه ما در حقيقت جزء جدايی ناپذير اين کليم. طغيان عبث است، ما بايد خودمان را به اين جريان بزرگ واگذاريم . هرمان هسه

آرامش اگر هميشگی باشد سستی و پلشتی در پی دارد . ارد بزرگ

از قضاوت کردن دست بکش تا آرامش را تجربه کنی. ديپاک چوپرا

ما در بين کسانی که با ما هم عقيده اند، احساس آرامش داريم، ولی وقتی بزرگ می شويم که بين کسانی باشيم که با ما هم عقيده نباشند. فرانک

تنها آرامش و سکوت سرچشمه‌ی نيروی لايزال است. داستايوفسکی

انديشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانايی برتر خويش را از دست نمی دهد. ارد بزرگ

آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هايی به جانب افلاک . جبران خليل جبران

به زيبائی بيانديش ، نه برای انگيزش ، که در جهت تعالی . زيبائی به هر جا آرامش می آورد ، چه دست ساز انسان چه طبيعی. پاول ويلسون

وقتی انسان آرامش را در خود نيابد ، جستجوی آن در جای ديگر کار بيهوده ای است.لارو شفوکو

آرامش،زن دل‌انگيزی است که در نزديکی دانايی منزل دارد. اپيکارموس

جايی که شمشير است آرامش نيست . ارد بزرگ

دانش امروز فر بسياری در پی داشته ، اما نيروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنيت را بزرگان خردمند به ما می بخشند . ارد بزرگ

آرامش مدام نيز کسل کننده است. گاهی طوفان هم لازم است . فردريش نيچه

می گويند رسيدن به آرامش هدف است بايد گفت آرامش تختگاه نوک کوه است آيا کوهنورد هميشه بر آن خواهد ماند ؟ بيشتر زمان زندگی او در پايه و دامنه کوه می گذرد به اميد رسيدن به آرامشی اندک و دوباره نهيب دل و دلدادگی به فرازی ديگر . ارد بزرگ


خرد و خردمند از ديدگاه بزرگان

آنگاه که همه نيک سخن می گويند، پليد انديشی عين خرد است . آلفرد مارشال

آزادی تلاش خردمندانه آدمی در جستجوی علت حادثه هاست .. هربرت مارکوزه

آدم خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می يابد . ارد بزرگ

آن که در طلب کمال است بايد خرد ور و با دانش باشد . بزرگمهر

آن که پيروی خرد است دل به هوس نمی سپارد . بزرگمهر

آسودگی آدمی ، به گنج و دينار نيست که به خرد است و روشن بينی . ارد بزرگ

آنکه به خرد توانا شد ، ترس برايش نامفهوم است . ارد بزرگ

آنکه همه چيزش را به جهان می سپارد و خود سخن تازه ايی ندارد نبايد مدعی داشتن خرد باشد و دانش . ارد بزرگ

آنکه زيبايی خرد را نديد ، گرفتار زيبايی آدميان شد و بدين گونه از هر چه داشت تهی گشت . ارد بزرگ

آنانی که در کنار ما زندگی می کنند اما کنشی ندارند و وارستگی را در پشت کردن به جهان می دانند گوشه نشينی می کنند و همه چيز را گذرا می دانند تکه گوشتهای هستند که هنوز از جهان حيوانی خود به دنيای آدميان پا نگذاشته اند . آنکه ما را به اين جهان آورد فر و خرد را مايه رشد ما قرار داد ، بايد به آنان گفت خرد و دانش را انکار کردن با خوابيدن و مردن تميزی ندارد . ارد بزرگ

انسان خردمند فرصت ها رامی سازد،نه اينکه درانتظار آنها بنشيند . بيکن

اهل خرد ، پيشتاز روزگار خويش اند . ارد بزرگ

اهل خرد و فرهنگ هميشه زنده اند . ارد بزرگ

ارزش هر کس به قدر خرد اوست . بزرگمهر

بازده خرد برای اهل معنا ، کلام سکرآور است . ارد بزرگ

برای شناخت آدميان ، بجای کنکاش در انديشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پيشوای انگاره و خرد آنها باشيد . ارد بزرگ

برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن . ارد بزرگ

برای دلهره شبانگاهان ، نسيم گرما بخش خرد را همراه کن . ارد بزرگ

با آدمی گفتگو کن که رسيدن به خرد و آگاهی انديشه اوست نه خويشتن خويش . ارد بزرگ

با خرد ، به سرچشمه پاکی بيانديش . آدمی گاهی مبدا را اشتباه می گيرد ، برسان زمانی که رودها را سر چشمه درياها می نامد ، حال آنکه ابرها از درياها برمی خيزند و رودها و چشمه ها را لبريز می کنند . ارد بزرگ

بی مايگی و بدکاری پاينده نخواهد بود ، گيتی رو به پويندگی و رشد است . با نگاهی به گذشته می آموزيم آدميان، اشتباهاتی همچون : برده داری ، همسر سوزی و ... را رها نموده است ، خردورزی ! آدمی را پاک خواهد کرد . ارد بزرگ

بی خردی است، که بگويم کسی بدی را بی بهانه (دليل )انجام می دهد . فردوسی خردمند

بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهايی است . فردوسی خردمند

تنها تنهايی کارآمد است که همراه باشد با پژوهيدن و کاويدن در خرد و دانش . ارد بزرگ

خرد در پيکار با ديوان برنده ترين سلاح ها ااست در برابر شمشير تيز ديو ، خرد جوش است و جان بدان روشن . بزرگمهر

خرد بر سر جان چون افسری تابنده است و مدارا و مهربانی به قدر همسنگ خرد است . بزرگمهر

خرد در نظر گاه مردمان آزاده و نيکخو جهان پر از شادی و شکوه می نمايد . بهره خردمندان و اميد واران هميشه شادکامی است . بزرگمهر

خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هويداست . فردوسی خردمند

خرد برترين هديه آسمانی است . فردوسی خردمند

خرد ابتدا به انديشه پناه می برد . ارد بزرگ

خردورزان هميشه به راه آزادگان و راستان می روند . بزرگمهر

خود را به هوس نزريک مکن که خرد را از تو روی بر می تابد. بزرگمهر

خردمند هر آنچه را که می داند نمی گويد و هر آنچه را که بگويد می داند. ارسطو

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:44  توسط مهدی شارینی  |